آخرین مطالب

چگونه قضاوتی بودن افراطی را تشخیص داده و با آن مقابله کنیم؟

اگر شما هم دائماً از برچسب‌های درست، غلط، تنبل، بی‌انگیزه و غیره برای توصیف همکاران یا مدیرانتان استفاده می‌کنید، ممکن است با این رفتارها به پیشرفت حرفه‌ای خودتان لطمه وارد کنید.

چه از جمله افرادی باشید که به قضاوت‌های پی در پی شناخته شده‌اند و چه تحمل بالایی داشته باشید، در هر صورت قضاوت نادرست و نابجا رفتاری است که اکثر ما ما هر از گاهی درگیر آن می‌شویم. اما بین قضاوتی و خودرأی بودن و مشاهده کردن یا داشتن دیدگاه جانبدارانه یک تفاوت مهم وجود دارد.

رفتار قضاوتی یعنی ارزیابی چیزی مثل یک وضعیت، یک فرد یا اقدام با نگرش انتقادی. معمولاً شخص این کار را برای محکوم کردن و پیدا کردن اشتباهات دیگران با استفاده از دیدگاه شخصی (مثل اخلاقیات) و مجموعه ارزش‌های خودش انجام می‌دهد.

این دیدگاه می‌تواند بر کار شما تأثیر منفی داشته باشد و مثلاً به کار گروهی و روابط فردی شما ضربه بزند. ممکن است دائماً با استفاده از چنین واژگانی در حال ارزش گذاری همکارانتان باشید: بهتر از، درست، غلط، تنبل، بی انگیزه و غیره. داشتن چنین نگرش فوق انتقادی نسبت به افرادی که با استانداردهای شما هم‌خوانی ندارند، پیامدهای مختلفی دارد.

خطر انزوا

قضاوتی بودن بیش از حد باعث می‌شود که به دیدگاه‌های خودتان بیشتر از ارزش‌ها و دیدگاه‌های دیگران اهمیت بدهید. داشتن چنین ذهن محدودی باعث می‌شود که اهمیت یا مناسب بودن دیدگاه‌های دیگران از نظر شما کم باشد. این دیدگاه که روش پیشنهادی شما تنها روش ممکن است، توانایی شما را برای کسب اطلاعات و یادگیری از افرادی که خارج از محدوده سیستم ارزشی شما هستند، کاهش می‌دهد. بنابراین ممکن است بهره‌وری، قدرت یادگیری و امکان رشد شما در اثر محروم کردن خودتان از تنوع نظرات، ایده‌های نو و پیشنهادات همکاران و هم تیمی‌ها محدود شود.

عجله در تصمیم گیری

معمولاً قضاوت کردن یعنی تصمیم‌گیری پیش از در نظر گرفتن همه حقایق و جوانب. ممکن است این رویکرد مانع از بررسی اطلاعات و شواهد به صورت غیرجانبدارانه و درک تصویر کلی مسئله شود. مثلاً فرض کنید که شما خودتان را فرد بلندپروازی می‌دانید. همیشه تا دیروقت کار می‌کنید، همواره به دنبال گرفتن پروژه‌های بیشتر هستید و دائماً سعی می‌کنید مهارت‌های جدید کسب کنید. در این صورت ممکن است یکی از همکارانتان را بی‌انگیزه و بدون بلندپروازی بدانید، چون همیشه سر وقت محل کار را ترک می‌کند، پس از اولین مدرکش به دنبال مدرک دیگری نبوده و هیچ وقت به دنبال اضافه‌کاری نیست. بر اساس استانداردهای شخصی شما درباره بلندپروازی، هر شخصی که خارج از این دایره قرار بگیرد، از نظر شما نسبت به حرفهٔ خودش بی‌توجه است. دیدگاه خاص شما نسبت به همکارتان باعث می‌شود که با عجله درباره او نتیجه‌گیری کنید، در حالی که مثلاً ممکن است او یک مادر تنها باشد که مسئولیت نگهداری از یک سالمند را هم برعهده دارد و در حال حاضر بیشتر به دنبال برقراری توازن بین کار و تعهدات شخصی خودش است تا پیشرفت حرفه‌ای.

نداشتن دیدگاهی فراتر از برد و باخت

افراد قضاوتی معمولاً تمایل دارند همه چیز را درست یا غلط، سیاه یا سفید ببینند. این نوع ارزیابی که در آن فقط دو حالت در نظر گرفته می‌شود، باعث می‌شود که همیشه همه چیز را با یک دید ببینند و به دنبال بررسی موضوعات از زوایای مختلف نباشند. یک نمونه از این مسئله وقتی است که یک هم‌تیمی ایده‌ای مطرح می‌کند که چندان مورد رضایت شما نیست، چون حس می‌کنید که در روش مطرح شده توسط او جزئیاتی وجود دارد که با آن‌ها راحت نیستید. از آنجایی که این پیشنهاد با دیدگاه شخصی شما نسبت به موفقیت هم‌خوانی ندارد، فقط دو حالت شکست یا پیروزی، بله – خیر را در نظر می‌گیرید. قضاوت کردن به‌خصوص درباره افراد، رفتارها یا گزینه‌ها بدون کنار گذاشتن دیدگاه سیاه و سفید، ادراک شما را محدود می‌کند و مانع از انتخاب یک روش برد-برد می‌شود که هم اعتبار و هم ارزش داشته باشد.

سه گام برای مقابله با دیدگاه قضاوتی

اغلب اوقات قضاوت‌های نابجای افراد باعث می‌شوند که همکارانشان خجالت زده شوند و نسبت به انتخاب‌ها، ارزش‌ها، روش کار و یا رفتار کلی خودشان احساس شرمندگی کنند. به همین دلیل ممکن است افراد کمتری مایل باشند با چنین شخصی در ارتباط باشند در نتیجه این فرد از روابطی که به ترویج کار گروهی و پویایی محیط کار کمک می‌کنند، محروم خواهد شد. برای مقابله با این مشکل، سه استراتژی زیر را تمرین کنید:

خودداری از به کار بردن کلمات زننده

اگر همیشه رفتار، اقدامات یا ارزش‌های دیگران را با استفاده از کلمات سنگینی مثل تنبل، دروغگو یا احمق طبقه بندی می‌کنید، لحظه‌ای درنگ کرده و از خودتان بپرسید: “آیا دیدگاه من نسبت به این وضعیت بر اساس یک تصویر کامل از شرایط صورت گرفته یا اینکه در حال تحمیل ارزش‌های خودم هستم و چه توضیح دیگری برای این رفتار وجود دارد؟” مثلاً اگر همکاری چند بار دیر به ایمیل‌های شما پاسخ داده، پیش از اینکه او را بی کفایت بدانید، مطمئن شوید که نسبت به شرایط او و عواملی که منجر به این وضعیت شده اند، آگاهی دارید. شاید این فرد ایمیل‌های کاری زیادی دریافت می‌کند یا اینکه در حال حاضر باید جای کارمند دیگری را پر کند که در مرخصی است. حتماً قبل از برچسب زدن به دیگران، اطلاعات لازم را درباره آنها جمع آوری کنید.

همدلی با دیگران

یکی از بهترین راه‌ها برای مقابله با رفتارهای قضاوتی، این است که خودتان را به جای دیگران تصور کنید. خیلی از مواقع وقتی از بیرون به یک قضیه نگاه می‌کنیم، احساس برتری داریم مثلاً فکر می‌کنیم “اگر من بودم، تصمیم بهتری می‌گرفتم” یا “اگر من بودم هرگز اجازه نمی‌دادم که این پروژه عقب بیفتد.” این احتمال وجود دارد که اگر شما دقیقاً در وضعیت مشابهی قرار بگیرید، همان کاری را انجام دهید که طرف مقابل انجام داده است. اگر خودتان را دقیقاً در همان وضعیت قرار داده و تجربیاتی مشابه داشته باشید، ممکن است دیدگاهتان را تغییر دهید.

جدا دانستن افراد از اقداماتشان

اگر فردی رفتاری داشته باشد که از نظر شما بحث برانگیز بوده یا مخالف آن هستید، ممکن است به جای شرایط، این رفتار را به یک نقص شخصیتی نسبت بدهید. این خطای بنیادی برچسب‌زدن، بین افرادی که تأکید بیش از حدی بر خصوصیات شخصی داشته و هنگام قضاوت رفتار دیگران، عوامل محیطی را نادیده می‌گیرند، بسیار مشاهده می‌شود. ممکن است به دلیل دیر رسیدن یک فرد به یک جلسه، به او برچسب غیرحرفه‌ای بدهید در حالی که این فرد قبل از جلسه مشغول رسیدگی به یک مورد اضطراری بوده است و دیر رسیدن او یک استثناء بوده نه یک رفتار همیشگی. قبل از تعمیم دادن و برچسب زدن، به شرایطی که ممکن است در بروز چنین رفتاری نقش داشته باشند، دقت کنید.

رفتار قضاوتی فقط روی افرادی که قضاوت می‌شوند تأثیرگذار نیست بلکه وقتی به ارزش‌ها و باورهای خودتان بیش از حد بها می‌دهید، از پیشرفت و ارتقای بهره وری خودتان هم پیشگیری می‌کنید.

مطالب مشابه