آخرین مطالب

مغز ما برای چنین عدم‌ قطعیتی ساخته نشده است

پیش از این پاندمی، دنیای کار برای بسیاری از ما دست‌خوش تغییرات سریع و مداوم در ترجیحات و انتظارات مشتری و کارکنان و مزایای رقابتی بود، اما کووید ۱۹ موفق شد چیزهایی را که نسبتاً قابل پیش‌بینی بودند، برهم زند، مثلا جایی که ساعات کار خود را می‌گذراندیم، نحوه‌ٔ همکاری با دیگران و این‌که هر روز زحمت پوشیدن شلوار را به خود می‌دهیم یا نه. اکنون رهبران صنایع به‌شدت می‌کوشند تا دریابند که «هنجارهای جدید» که دائما هم درحال تغییرند، باید چگونه باشند.

وقتی در وجوه مختلف زندگی خود با سطوح بی‌سابقه‌ای از عدم‌قطعیت مواجه می‌شویم و می‌خواهیم همچنان انگیزه‌های خود را حفظ کنیم، باید بدانیم که مغز انسان برای این کار ساخته نشده است. اگر بدانید مغز شما چه کارهایی را به‌خوبی انجام می‌دهد و در انجام چه کارهایی به‌شدت ضعیف عمل می‌کند، فهم روشن‌تری از راهبردهایی خواهید داشت که نه فقط لازمه‌ی تاب‌آوری بلکه از مقتضیات رشد و شکوفایی شما است.

بشر در بخش اعظم تاریخ خود شکارچی بوده است و در گروه‌هایی زندگی کرده که هر یک از افراد در آن نقشی داشتند. این سبک زندگی گرچه خطرناک، اما تا حد زیادی قابل‌پیش‌بینی بود. مغز در فرایند تکاملِ خود الگوها و عادات را بهتر و بهتر شناسایی کرد و مجموعهٔ بسیار پیچیدهٔ رفتارها را به چیزی تبدیل کرد و در نتیجه، حالا می‌توانیم همهٔ کارها را خودکار انجام دهیم. (‏تا حالا از سر کار به خانه رانندگی کرده و به پارکینگ منزل رسیده‌اید، بدون این‌که در خاطر خود دقیقاً این فعل را مرور کنید؟ درست در مورد چنین چیزی صحبت می‌کنیم.)

نظر به این‌که عادات و الگوهای قابل‌تشخیص بخشی از «روال کار» مغز است، پس مغز در فرآیند تکامل خود طوری پیش رفته که از عدمِ قطعیت گریزان باشد. وقتی چیزها کم‌تر قابل‌پیش‌بینی و در نتیجه، کم‌تر قابل‌کنترل باشند، حالت تهدیدی شدیدی را تجربه می‌کنیم. چه‌بسا از پیش بدانید که این تهدید در مغز منجر به واکنش‌هایی می‌شود (مانند مبارزه، میخ‌کوب‌شدن، گریز و…) و چه‌بسا هم که ندانید این امر به کاهش انگیزه، تمرکز، چابکی، رفتار مشارکتی، کنترل خود، هدفمندی و معناداری و در کل بهزیستی می‌انجامد. وانگهی، تهدیدْ، اختلالاتی قابل‌توجه در حافظهٔ کاری شما ایجاد می‌کند: نه برای حل مسئله ایده‌ٔ خاصی در ذهن دارید و نه می‌توانید در صورت نیاز اطلاعات بیشتری از حافظه‌ی بلندمدت بیرون بکشید. تهدید عدم‌قطعیت به‌معنای دقیق کلمه ما را ناتوان‌تر می‌سازد، زیرا مغز ما برای مواجهه با عدم‌قطعیت پرورش نیافته است.

خبر خوب این است که حالا، پس از دهه‌ها مطالعه‌ی مغز و رفتار انسان، کمابیش می‌دانیم که چگونه تجربه‌ٔ اجتناب‌ناپذیر و نفس‌گیر تهدید را مدیریت کنیم. چه بخواهید انگیزه‌های فردی خود را حفظ کنید و فردی متعهد باشید و چه رهبری هستید که می‌کوشد از تیم خود مراقبت کند، در اینجا به سه راهبرد علمی می‌پردازیم که وضعیت مغز شما را پایدار نگه می‌دارد.

تنظیم انتظارات با خوش‌بینی واقع‌باورانه

مفهوم خوش‌بینی واقع‌باورانه مفهومی ساده اما قدرتمند است: باور کنید که همه‌چیز به‌خوبی پیش می‌رود، در عین حال که می‌پذیرید دستیابی به آن، چه‌بسا آسان نباشد. تحقیقات نشان می‌دهند که انتظارات مثبت، یا به‌قول روان‌شناس اجتماعی پیشگام آلبرت باندورا حس قوی خودکارآمدی، برای انگیزش ما در مواجهه با موانع و بدبیاری‌ها ضروری هستند. گاهی اوقات مردم به‌اشتباه مثبت‌بودن را با باور به این‌که موفقیت به‌سادگی به‌دست می‌آید یا اتفاق می‌افتاد اشتباه می‌گیرند. گابریل اوتینگن، استاد دانشگاه نیویورک، نشان می‌دهد که این خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه مدام با شکست مواجه می‌شود‌ – اگر فکر کنید همه‌چیز به‌سادگی پیش می‌رود، وقتی خلافش ثابت شود، به‌ندرت آمادگی مواجهه با آن را دارید.

پس وقتی به تغییرات و عدم‌قطعیتی فکر می‌کنید که بی‌تردید حاصل این بیماری همه‌گیر (‏و کلاً زندگی کاری)‏ است، برای خود و دیگران انتظارات خوش‌بینانه و واقع‌باورانه داشته باشید. باور کنید که به آن خواهید رسید و به خودتان و دیگران خواهید گفت که عدمِ قطعیت از جمله این است که تجربه تکلیف همه‌چیز را روشن می‌کند. این بدان معنا نیست که همه‌چیز همان‌طور که می‌خواهید می‌شود، بلکه به این معناست که اگر این کار را بکنیم، در نهایت ممکن است بهتر از وضعیت فعلی باشد.

تقویت تفکر کلان‌نگر

تقریباً می‌توان هر چیزی را در سطوح مختلف انتزاعی یا انضمامی تصور کرد. روان‌شناسان آن را سطح تفسیر می‌خوانند. برای نمونه، عمل رأی‌گیری را می‌توان به‌عنوان «مشارکت در دموکراسی» (‏تفسیر سطح بالا) ‏یا «تیک‌زدن گزینه‌ای در فرم» (‏تفسیر سطح پایین) ‏توصیف کرد.

سطح تفسیری که برای تفکر در مورد اعمال خود داریم، تأثیری قابل‌توجه بر رفتار ما دارد. وقتی به معنا یا هدف بزرگتری می‌اندیشیم که قرار است کنش‌های خود را در آن راستا پیش ببریم (‏تفسیر سطح بالا)‏، انگیزه‌ی بیشتری پیدا می‌کنیم و احساس بهتری نسبت به عزت‌نفس و بهزیستی خواهیم داشت. وقتی به جزئیات کاری که انجام می‌دهیم یا باید انجام دهیم می‌پردازیم، در حل مسائل انضمامی و پیش‌بینی موانع بهتر عمل می‌کنیم. هر سطحی از تفسیرْ مزایای خاص خود را دارد و به همین دلیل بهتر است تفکر خود را تغییر دهیم و در صورت نیاز از سطوح مختلف تفسیر استفاده کنیم.

متأسفانه، خیلی ساده‌تر است که چیزها را پیچیده و مشکل در نظر بگیریم‌ – وقتی با دشواری یا عدمِ قطعیت مواجه می‌شویم، مغز ما به‌طور طبیعی اندیشه را به سطح پایین‌تر تفسیر فرو می‌کاهد. اما، به‌لحاظ انگیزشی، این لحظات دقیقاً همان لحظاتی هستند که باید به یاد داشته باشیم چرا بدواً این تصمیم را گرفتیم یا ابتدا فلان کار را انجام دادیم. ما در ای‌وای برنامه‌ای منحصر‌به‌فرد برای افراد داریم تا به آن‌ها کمک کنیم دقیقاً همین کار را انجام دهند. متخصصان ای‌وای با قصه‌گویی، واژه‌های اهداف و بینش شخصی را به‌وضوح بیان می‌کنند. با این کار آن‌ها می‌توانند هدف و بینش شخصی خود را صرف کارهای روزانه‌ی خود کنند، تا وقتی بیش از هر چیز به تفکر کلان‌نگر نیاز دارند از پیش آماده باشند. جای تعجب نیست که افرادی که این برنامه را به پایان رسانده‌اند، به‌طور قابل‌توجهی بهتر می‌توانند بر چیزی که بیش از همه اهمیت دارد تمرکز کنند و در مواجهه با چالش‌ها انعطاف‌پذیرتر باشند.

صراحت و صداقت

کار در کنار این‌همه تغییر و بدبیاری‌های غیرمنتظره به این معناست که باید همیشه و صادقانه با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم تا هنجارها و عادات جدید بسازیم. صرفاً در مورد بازخوردهای مفید نسبت به عملکرد یکدیگر صحبت نمی‌کنیم، بلکه منظورْ مکالمات روزمره هم است: در مورد این‌که چه چیزی کار می‌کند چه چیز نه و شِبه‌نیازهایی مثل این‌که حتماً بدانیم هنجار جدید چه باید باشد.

البته، این نوع صراحت در زندگی روزمره سخت است. مردم نگرانند که چطور با دیگران برخورد کنند و دیدگاه‌های خود را صادقانه به‌اشتراک بگذارند. نگرانند که از نظرات آن‌ها استقبال نشده یا به نظرات‌شان بها داده نشود. نگران جریحه‌دار‌شدن احساسات و آسیب‌دیدن روابط هستند. و در حالی که این نگرانی‌ها بجاست، اما در عمل محیطی که فاقد شفافیت و همدلی است، آسیب بسیار بیشتری به افراد می‌زند. مردم می‌دانند کِی همه‌چیز را به آن‌ها نمی‌گویید و تهدیدات عدمِ قطعیتی که این نگفتن ایجاد می‌کند به‌مراتب بدتر است.

ما برنامه‌ای در ای‌وای داریم به‌نام «صراحت هرروزه» تا ارتباط آزادانه و صادقانه در خصوص موضوعات ناراحت‌کننده را امکان‌پذیر سازد. به‌جای تجربه‌های کارگاه‌های رایج، صراحت هرروزه برنامه‌ای جمعی است که به تیم‌ها کمک می‌کند تا موانعی خاص در برابر صراحت ایجاد کرده و در مورد اتخاذ مجموعهٔ کوچکی از عادات جدید به‌طور مشترک تصمیم‌گیری کنند. در واقع، ضروری است که این کار در سطح تیمی انجام شود، زیرا می‌توانید هنجارهای جدید ایجاد کرده و پس از این‌که ناراحتی‌ای به‌وجود آمد از یکدیگر حمایت و روحیهٔ تیمی را تقویت کنید. اکنون شرکت‌کنندگان در این برنامه هر روز از یکدیگر می‌پرسند «می‌توانم با شما صادق باشم؟» و «ممکن است نظر صادقانهٔ شما را داشته باشم؟»؛ این کار زبان مشترک جدیدی می‌سازد که ما را برای حل هنجارهای جدید با کمک یکدیگر فعال‌تر می‌کند.

رشد با تغییر و عدمِ قطعیت آسان نیست. اما، وقتی مجهز به راهبردهای درست برای کمک به خودتان و دیگران هستید، مطمئن باشید که خوش‌بینی (‏واقع‌باورانه) ‏واقعاً موجه است. به‌یاد داشته باشید که چه چیزی بیش از همه اهمیت دارد، ارتباط صادقانه را حفظ کنید و بدانید که در نهایت از هر چیز دیگری بهتر است.

مطالب مشابه