آخرین مطالب

چرا درک هنر مفهومی دشوار است؟

هنر مفهومی یا مفهوم‌گرایی، هنری است که از زیبایی‌شناسی سنتی یا حتی متریال‌های هنری فراتر رفته است. اگر کاملاً درک نکرده‌اید که هنر مفهومی چیست، خیلی به خودتان سخت نگیرید. تعریف هنر مفهومی یک مسئله است و درک آن مسئله‌ دیگری است و حتی برای کسانی که در محافل هنری حضور دارند نیز دشوار است.

هنر مفهومی به دلیل اینکه به منزله ظرفی است که در آن “هنر” معینی قرار می‌گیرد که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را درک نماید، بطور گسترده مورد انتقاد بوده است. اگر این هنر ژانرها یا دسته‌بندی‌های هنری استاندارد مانند فیگوراتیو، انتزاعی، پرتره یا منظره و غیره را برآورده نمی‌کرد و تفاسیر چالش برانگیزی ارائه می‌کرد، به راحتی در حوزه مفهوم‌گرایی قرار می‌گرفت.

با وجود اینکه بسیاری از کارشناسان هنر مفهومی را به عنوان هنر واقعی نپذیرفتند، اما هنرمندان مفهومی ادعا می‌کنند که هنر آنها بر اساس جوهر هنر به عنوان یک ایده یا مفهوم استوار است و علیرغم عدم حضور مادی، این هنر غالباً موجودیت خود را دارد. این امر خشم بسیاری از هنرمندان را برانگیخت و احساس کردند این بدان معناست که هر کسی می‌تواند خود را هنرمند بداند و انبوهی از برگ‌های پوسیده پاییزی را در شکاف بین لاستیک سوخته بیندازند و آن را اثر هنری بنامند!

به نظر می‌رسد که هنر مفهومی به‌عنوان یک شورش هنری توسط کسانی مطرح گردید که نمی‌خواستند فعالیت آنها محدود به اصول و محدودیت‌های هنر معاصر باشد. یا همانطور که برخی گمان می‌کردند، شاید هنر مفهومی برای تمسخر توده‌هایی بوده است که وقتی با مفهومی کاملاً جدید و بسیار فراتر از توصیف و درک ارائه می‌شدند به راحتی فریب می‌خوردند و متقاعد می‌شدند که این هنری است که مفهوم‌گرایی را به یک تجربه اجتماعی تقلیل می‌دهد.

با این حال، هنر مفهومی طرفداران نسبتاً زیادی دارد، به ویژه افرادی که احساس می‌کنند هنر، چه مفهومی و چه غیر مفهومی، به معنای فلسفی بودن آن است. هنر لازم نیست زیبا باشد، در یک دسته‌بندی مشخصی قرار گیرد، از یک تکنیک واحدی پیروی کند و یا حتی نام داشته باشد! هنر یک سوال با پایانی باز است و هدف از آن این است که چیزی را احساس کنید و به سادگی با آن ارتباط برقرار نمائید. بنابراین مفهوم‌گرایی اگرچه با تحسین، تحقیر یا سردرگمی مواجه شود (که اغلب این گونه نیست)؛  همواره نقش خود را به عنوان هنری مناسب ایفا می‌نماید تا واکنش مخاطبان نسبت به خود را برانگیزد.

“فواره” هنر مفهومی است یا خیر؟

شاید لازمه درک بهتر هنر مفهومی در این مرحله، آشنایی با به اصطلاح پدر این جنبش باشد. مارسل دوشان که بیشتر بخاطر اثرش با عنوان فواره در سال ١۹١۷ شناخته می‌شود، در یک مرکز تجهیزات لوله‌کشی یک کاسه توالت چینی با امضای «R.Mutt 1917» پیدا کرد که گفته می‌شود عامل شکل گیری هنر مفهوم‌گرایی است. افراط غیرمنطقی و معنای نمادین آن و چالش‌هایی که به عنوان یک اثر هنری از یک شیء آماده مطرح می‌شود، فواره دوشان را به عنوان پدر آوانگاردیسم و نقطه عطفی در هنر قرن بیستم قلمداد می‌نماید. منتقدان فواره را رد کردند و مدعی شدند که این یک شوخی راهبردی و هدفمند است، شوخی‌ای که با موفقیت جامعه هنری را فریب داده است تا بیانی کاملاً سنجیده باشد.

در مقاله‌ای که توسط تلگراف انگلستان منتشر گردید، توضیح داده شده است که دوشان برای طنز ارزش زیادی قائل است، ” وقتی هنر مدرن برای اولین بار به آمریکا رسید، مردم آن را بسیار جدی گرفتند، زیرا معتقد بودند که ما خودمان را بسیار جدی می‌گیریم. تعداد زیادی از آثار هنری مدرن برای سرگرمی ساخته شده است.” به نظر می‌رسد حرکت مارسل دوشان برای پیشبرد بیشتر اهداف و نقطه نظرات خود باشد، او فواره را برای جایگاهی در نمایشگاه انجمن هنرمندان مستقل ارائه کرد که باعث خشم بسیاری از اعضای هیئت مدیره گردید و با اثر یا هنری جنجالی که در واقع یکی از “وسایل سرویس بهداشتی بود”، مطبوعات را شگفت‌زده کرد.

فواره دوشان، یک شوخی هدفمند یا یک اثر هنری ایده‌پردازانه بود که به عنوان اولین نمونه از اشکال مفهوم‌گرایی بود که مرزهای هنر مفهومی را جابجا کرد، اما در عین حال به تعریف هنر مفهومی وفادار ماند. علیرغم تمام اطلاعاتی که کسب کردیم این سوال کماکان مطرح می‌شود: هنر مفهومی از نظر شما چیست؟

منبع: آرت‌دکس

مطالب مشابه