آخرین مطالب

طراحی بدنی که برای زندگی صدساله طراحی شده، چگونه خواهد بود؟

برآمدگی دیسک، شکننده شدن استخوان‌ها، پارگی رباط‌ها، واریسی شدن رگ‌ها، آب مروارید، کاهش شنوایی، فتق، هموروئید و … فهرست مشکلاتی که با افزایش سن به آنها مبتلا می‌شویم طولانی و برای همه ما آشناست. اما چرا درست در مرحله‌ای که باید اوج زندگی ما باشد، از هم می‌پاشیم؟

ماشین‌های زنده‌ای که ما آنها را بدن خودمان می‌دانیم به مرور مستهلک می‌شوند چون برای استفاده‌های طولانی مدت طراحی نشده‌اند و ما هم سعی داریم بسیار بیشتر از دوره تضمین شده از آنها استفاده کنیم. بدن انسان مثل یک اثر هنری زیباست و شگفتی‌ها و اعجاز زیادی دارد، اما از دیدگاه مهندسی، بدن ما شبکه‌ای پیچیده متشکل از استخوان‌ها، ماهیچه‌ها، تاندون‌ها، دریچه‌ها و مفاصلی است که شبیه به قرقره‌ها، پمپ‌ها، اهرم‌ها و لولاهای خراب شدنی ماشین‌ها هستند. وقتی از سن بهره وری می‌گذریم، کم کم مشکلات مفاصل و سایر اعضایی که در سن جوانی بدون نقص به ما کمک می‌کردند و مشکلی ایجاد نمی‌کردند شروع می‌شود. به تدریج این اعضا فرسوده می‌شوند یا باعث بروز مشکلات دیگری می‌شوند که در سنین بالا رایج است.

از نظر تکاملی، ما هم دارای نقایصی هستیم چون انتخاب طبیعی (یعنی همان نیرویی که صفات ژنتیکی کنترل شده ما را شکل می‌دهد)، به دنبال ایجاد کمال یا سلامتی بی نهایت نیست. اگر یک طرح بدنی امکان زنده ماندن افراد را در حدی که بتوانند تولید مثل کنند (و فرزندانشان را بزرگ کنند) فراهم کند، همان طرح انتخاب می‌شود. یعنی ژن‌ها و طراحی بدن افرادی که توان لازم برای تولید مثل را داشته باشند، به نسل بعدی منتقل می‌شود. طرح‌هایی که بقای افراد جوان را به صورت جدی در معرض خطر قرار دهند، کنار گذاشته می‌شوند چون افرادی که بیشتر از همه تحت تأثیر چنین طرح‌های باشند قبل از اینکه شانسی برای تولید مثل داشته باشند، از بین می‌روند. مهم تر اینکه، ویژگی‌های آناتومیک و فیزیولوژیکی که تنها پس از تولید مثل فرد او را ناتوان می‌کنند، به نسل بعد منتقل می‌شوند. مثلاً اگر یک طرح بدنی باعث فروپاشی کامل بدن پس از سن 50 سالگی شود اما در فرایند تولید مثل مشکلی ایجاد نکند به نسل‌های بعدی منتقل خواهد شد با اینکه در مراحل بعدی زندگی پیامدهای شدیدی برای افراد دارد.

اگر ما برای فعالیت طولانی مدت ساخته شده بودیم، نقایص کمتری در بدنمان وجود داشت که در سنین بالا ما را دچار مشکل کنند. اما فرایند تکامل به این صورت کار نمی‌کند. بلکه با ترکیب ویژگی‌های موجود، ویژگی‌های جدیدی ایجاد می‌کند که آن را به هدف اصلی یعنی همان بقای نسل‌ها برساند.

وضعیت عمودی بدن انسان نمونه‌ای از این موارد است که در ابتدا مثل سایر پستانداران روی چهار دست و پا راه می‌رفت. بدون شک این ترکیب خاص به اجداد انسان نمای ما کمک زیادی کرده است: گفته شده که ایستادن روی دو پا به انجام کارهای مختلف از جمع آوری غذا و استفاده از ابزارها گرفته تا ارتقای هوش ما کمک کرده است. از آن زمان تا به امروز ستون فقرات ما تغییرات مختلفی پیدا کرده است: مهره‌های پایینی برای مقابله با افزایش فشار عمودی بزرگتر شده اند و ستون فقرات ما کمی خمیده تر شده است تا از واژگون شدن ما جلوگیری کند. با این حال، چنین تغییراتی خیلی از مشکلات ناشی از ایستادن روی دو پا را حل نمی‌کنند.

اما و اگر

ما به این فکر کردیم که اگر بدن انسان برای یک زندگی سالم طولانی ساخته شده بود، چه خصوصیاتی داشت؟ طرح‌های آناتومی که در این صفحات مشاهده می‌کنید ناقص و خیالی هستند. اما آنها را در اینجا ارایه دادیم تا توجه شما را به یک نکته مهم جلب کنیم. معمولاً کهولت سن یک بیماری تلقی می‌شود که می‌توان آن را لغو یا حذف کرد. در واقع خیلی از افرادی که به دنبال اکسیر جوانی بوده اند سعی داشتند ما را به این باور برسانند که مشکلات ایجاد شده در اثر کهولت سن ناشی از اشتباهات خود ما هستند و عمدتاً به دلیل سبک زندگی معیوب ایجاد می‌شوند. قطعاً ما این توانایی را داریم که عمرمان را کوتاه کنیم اما عادلانه نیست که انسان‌ها را به دلیل پیامدهای ناشی از بدنی که سیستم تعمیر و نگهداری کاملی ندارد و با هدف استفاده‌های طولانی مدت یا زندگی ابدی ساخته نشده، مقصر بدانیم. حتی در صورتی که بتوانیم یک سبک زندگی ایده آل و اسطوره‌ای داشته باشیم باز هم بدن‌های ما به مرور دچار فرسودگی می‌شوند.

این یعنی سالخوردگی و بسیاری از مشکلات و اختلالات ناشی از آن نه غیرطبیعی هستند و نه اجتناب ناپذیر. هیچ مداخله ساده‌ای نمی‌تواند باعث رفع نقایص متعددی شود که در آناتومی بدن ما وجود دارند و به مرور زمان آشکار می‌شوند. اما مطمئن هستیم که بالاخره محققان می‌توانند بعضی از بیماری‌های ناشی از کهولت سن را درمان کنند. محققان به سرعت در حال شناسایی (و تشخیص عملکرد) ژن‌های مختلف ما، طراحی دارو‌هایی برای کنترل آنها و یادگیری چگونگی به کار بردن و ارتقای قابلیت‌های خارق العاده بدن برای تعمیر خودش هستند که در بدن همه ما وجود دارد. این پیشرفت‌های چشمگیر بالاخره به ما کمک خواهند کرد که بسیاری از نقایص طراحی موجود در بدنمان را رفع کنیم.

سلامت و طول عمر

علاقه ما به طراحی مجدد بدن Homo sapiens (نام علمی انسان خردمند)، واکنشی به تأثیرات سالخوردگی بر سلامت و طول عمر انسان است. ما متمرکز بر “نقایص طراحی” و “عجایب بدن” شدیم چون هم برای بیشتر مخاطبان آشنایی دارند و هم نمونه‌ای کوچک از شرایط ناتوان کننده و کشنده‌ای هستند که کیفیت و طول عمر را تهدید می‌کنند. لازم به ذکر است که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که هوش و نبوغ انسانی امکان زندگی طولانی تر برای عده‌ای بسیار بیشتر را فراهم کرده است. هدف ما از این طراحی مجدد جلب توجه به پیامدهای ناشی از افزایش سن بر سلامت افراد و جمعیت‌ها بود.

حتی خود واژه “نقص” هم نیاز به طبقه بندی دارد. موجودات زنده و هر آنچه آنها ایجاد می‌کنند در نهایت به شکست می‌خورند. تنها در صورتی دلیل این شکست، نقص و ایراد است که این شکست زودتر از موعد رخ دهد. ماشین مسابقه‌ای که پس از پایان مسابقه به مشکل برمی‌خورد، نقص مهندسی ندارد. به همین ترتیب، ممکن است بدن‌هایی که پس از دوره باروری به مشکل برمی‌خورند، حاوی نقایص طراحی زیادی باشند اما از نظر تکامل، نقصی در طراحی آنها وجود ندارد.

جنبه‌های بی‌شمار دیگری از بیولوژی انسان وجود دارند که اگر هدف اصلی، طول عمر و سلامت بود باید اصلاح می‌شدند. مثلاً متخصصان امراض ناشی از پیری، این نظریه را مطرح کرده‌اند که پیری تا حدی ناشی از آسیب‌های مولکولی است که در اثر مکانیزم خاص حیات درون سلولی و نقایص سیستم نظارت، نگهداری و تعمیر مولکولی ایجاد می‌شوند و باعث می‌شوند آسیب و مشکلات به مرور زمان روی هم انباشته شوند. اگر این دیدگاه نسبت به فرایند سالخوردگی درست باشد، در این صورت اصلاح این فرایندهای مولکولی برای کاهش شدت یا انباشته شدن آسیب و یا تقویت فرایندهای تعمیر و نگهداری می‌تواند به افزایش طول عمر و سلامت انسان‌ها کمک کند. اما این اصلاحات عجیب و شگفت انگیز تأثیر محدودی دارند مگر اینکه سبک زندگی سالم بین انسان‌ها رایج تر شود.

موجودات زنده به شدت پیچیده هستند و تجربه نشان می‌دهد که هر زمان انسان‌ها کنترل تکامل را به دست گرفته اند تا ارگانیسم‌ها (میکروب‌ها، حیوانات و گیاهان) را طبق اهدافشان اصلاح کنند، پیامدهای نامطلوبی ایجاد شده است. نگران کننده ترین نتیجه دستکاری ژنتیک این است که به جای افزایش سلامت و طول عمر، باعث ناتوانی و مرگ شود.

گرچه انسان‌ها توسط تکامل طبیعی به این مرحله رسیده اند اما اثبات کرده اند که گونه بسیار موفقی هستند. ما تقریباً از همه موجوداتی که با آنها روبرو شده ایم به غیر از میکروب‌ها، پیشی گرفته ایم. ما زمین را تحت اختیار گرفته و حتی روی ماه هم راه رفته ایم. حتی متوجه شده ایم که چطور از مرگ زودهنگام فرار کرده و تا زمان پیری و کهولت سن زنده بمانیم.

ما باید در این مرحله از تاریخ از دانش رو به رشد خودمان درباره تکامل برای ارتقای کیفیت زندگی با افزایش سن استفاده کنیم، زیرا تلاش برای افزایش سن به صورت یک جانبه و بدون در نظر گرفتن افزایش سلامت می‌تواند فاجعه بار شود.

طرح‌های خیالی ما از انسان‌هایی که از نظر آناتومی ثابت هستند، یک تمرین واقعی در حوزه مهندسی بیومکانیک نیست. با توجه به آنچه امروزه درباره انسان‌ها می‌دانیم، اگر کار طراحی یک انسان سالم با عمر طولانی به تیمی متشکل از چارلز داروین پدر علم تکامل، میکل آنژ نقاش بزرگ و لئوناردو داو دانشمند و مهندس خبره سپرده می‌شد، قطعاً ماشین زنده‌ای طراحی می‌کردند که با آنچه امروز مشاهده می‌کنیم تفاوت زیادی داشت. در واقع هر شخصی که به دنبال طراحی مجدد بدن ما باشد احتمالاً بدنی متفاوت با آنچه در این صفحات مشاهده می‌شود طراحی می‌کند. اما ما از این روش استفاده کردیم تا یکی از پیام‌های مهم نظریه تکامل را بازگو کنیم یعنی اینکه: طول عمر بالقوه ما (به میزان زیاد) و مدت سلامت و سرزندگی ما (به میزان کمتر) حاصل میراث ژنتیکی هستند که از اجداد باستانی‌مان به ما رسیده است؛ انسان‌هایی که باید پیش از کشته شدن توسط نیروهای متخاصم طبیعت به سرعت رشد می‌کردند تا تولید مثل کنند.

مطالب مشابه