آخرین مطالب

تجارت عظیم دفن کربن

مدتی پس از مرگ دایناسورها، رسوبات به خلیج مکزیک سرازیر شدند. هر ساعت، رودخانه‌ها شن و ماسه و جرم‌های اکوسیستم‌ها را به خلیج هدایت می‌کردند و هر سال، لایه‌های شن و ماسه سخت‌تر شده؛ به ماسه سنگ تبدیل می‌شدند و به درون زمین فرو می‌رفتند. به آرامی و به مرور زمان، مواد فسیلی درون سنگ‌ها به سوخت‌های فسیلی تبدیل شدند.

و بعد، روزی در اوایل سال 1901 فوران یک چاه نفت در شرق تگزاس، یک لایه سنگ در عمق بیشتر از هزار فوتی تپه اسپیندلتاپ را سوراخ کرد و به این ترتیب انفجاری ایجاد شد که شروعی بر عصر نفت بود.

یکی از محصولات اقتصادی این طلای سیاه، شهر پورت آرتور در تگزاس است. این شهر که در سواحل سرسبز دریاچه سابین و درست در آن طرف مرز لوئیزیانای آمریکا قرار دارد، از جمله مراکز اصلی و حیاتی صنعت نفت و گاز جهان است. پورت آرتور، دارای بزرگترین پالایشگاه نفت در آمریکای شمالی است که پس از فوران نفتی اسپیندلتاپ ایجاد شد و حالا متعلق به شرکت نفت دولتی عربستان سعودی است. حجم انتشار سالیانه گازهای گلخانه‌ای از تأسیسات بزرگ این منطقه نسبت به کلان شهر لس آنجلس بیشتر است در حالی که سه درصد این شهر جمعیت دارد. دودکش‌ها، بزرگترین سازه‌های این منطقه هستند و هیچ سازه دیگری به آنها نمی‌رسد. در سطح شهر، ایستگاه‌های پمپاژ خط لوله از پارکینگ‌های مراکز خرید بیرون زده‌اند؛ بخار حاصل از کارخانه‌های پتروشیمی در بزرگراه‌ها مشاهده می‌شود؛ پالایشگاه‌ها در دو طرف جاده‌های اصلی مشاهده می‌شوند و مجراهایشان در سطح جاده‌ها تونل زده‌اند. جنیس جاپلین که در اینجا بزرگ شده، در قطعه‌ای به نام «ایگو راک» این شهر را بدترین مکانی که به عمر دیده، توصیف می‌کند.

اما تیپ میکل، دیدگاه امیدوارکننده‌تری نسبت به این شهر دارد شاید به این دلیل که وقت زیادی را صرف تحقیق و بررسی درباره آن کرده است. میکل که جزء محققان دانشگاه اداره زمین شناسی اقتصادی تگزاس است، یک دهه و نیم برای نقشه برداری از قوس کمان شکل 300 مایلی ساحل خلیج (از کورپس کریستی تا پورت آرتور در لوئیزیانا) تلاش کرده است. گرچه او نوه یکی از کارگران پالایشگاه و پسر یک مشاور نفت است اما علاقه‌ای به تلاش برای استخراج نفت بیشتر از این سنگ‌ها ندارد بلکه سعی دارد آن را تبدیل به یک محصول اقتصادی برای دفن CO2 کند.

ایده اصلی این است که انتشاردهنده‌های بزرگ گازهای گلخانه‌ای، زباله‌های کربنی خودشان را جمع آوری کرده و بعد آن را فشرده سازی کرده و به حالت مایع درآورند. این مایع دوباره به صورت امن و برای همیشه به زمین و همان سنگ‌هایی که از دل آن خارج شده، تزریق می‌شود – این یعنی فرایند جذب و تجزیه کربن در مقیاسی بی سابقه در سطح جهان که می‌تواند تأثیر چشمگیری بر تغییرات اقلیمی داشته باشد. حالا در میان نگرانی‌های جهانی درباره بحران اقلیمی، نام بعضی از بزرگترین شرکت‌های پتروشیمی مشاهده می‌شود.

یک روز صبح بارانی مکل را در پورت آرتور دیدم. این زمین شناس خبره، با موهای قهوه‌ای رنگ، یک لباس آبی با شلوار جین مشکی و کفش‌های مخصوص دو پوشیده با عینکی که از بندش آویزان شده و روی سینه‌اش قرار دارد. ما سوار تویوتا 4رانر او می‌شویم و راهی جنوب می‌شویم. در این مسیر، تکه‌ای از اقیانوس را مشاهده می‌کنیم که مکل معتقد است می‌تواند کلیدی برای کربن زدایی باشد.

در حالی که از یک بزرگراه ساحلی عبور می‌کنیم و شهر در آینه عقب ماشین کوچکتر و کوچکتر می‌شود، مکل می‌گوید “ما هیچ وقت زباله‌هایمان را از پنجره ماشین به بیرون پرت نمی‌کنیم، درست است؟ به همین دلیل نباید Co2 را وارد جو کنیم.” مکل می‌گوید شاید مشکل این باشد که گاز نامرئی است. به گفته او “اگر گاز بنفش بود و آسمان تا الان ارغوانی شده بود، همه نگران می‌شدند و می‌گفتند عجب اشتباهی کردیم! شاید بهتر باشد دی اکسید کربنی که از این تشکیلات بیرون می‌آید را رنگ کنیم تا مردم متوجه حضور آن شوند.”

بر اساس برخی برآوردها، سنگ‌های مناسب برای این کار به اندازه‌ای هست که دی اکسید کربن منتشر شده طی قرن‌های گذشته و آینده را در خود دفن کنند. هیئت بین‌دولتی تغییرات اقلیمی که برجسته‌ترین نهاد علوم اقلیمی در سطح جهان است بارها تأیید کرده که ذخیره وسیع و طولانی مدت کربن برای رسیدن به اهداف این نهاد در زمینه مقابله جدی با گرمایش زمین ضروری است. در سال 2021 به اندازه 37 میلیون تن از این ماده تجزیه شد – حدوداً به اندازه آنچه شهر پورت آرتور طی یک سال منتشر می‌کند. مکل و همکارانش با کمک میلیون‌ها دلار سرمایه دریافت شده از صنعت پتروشیمی، ایالت تگزاس و دولت فدرال سخت تلاش کرده‌اند تا ثابت کنند که خلیج مکزیک یکی از بهترین مکان‌ها برای رشد و توسعه این صنعت جدید است.

تمرکز این مطالعه، نقشه برداری از سنگ‌های زیرزمینی منطقه است، فرایندی که شامل ترکیبی از شواهد فیزیکی، استدلال‌های کامپیوتری و بینش و بصیرت است. آزمایشگاه دانشگاه مکل در آستین تگزارس، مجموعه گزارش‌های عظیمی درباره چاه‌ها دارد از جمله نوارهای طولانی که شبیه به نوار قلب هستند و شامل اطلاعات جمع آوری شده از سانتی متر به سانتی متر دنیای زیر زمین هستند؛ این اطلاعات از حسگرهایی به دست آمده‌اند که هزاران فوت زیر زمین و در دهانه چاه‌ها نصب می‌شوند (نوارهای تاشده در پوشه‌های کاغذی مخصوصی به صورت سطر به سطر در قفسه‌های زیرزمین ذخیره شده‌اند). مکل و همکارانش این گزارش‌ها را با داده‌های سه بعدی مربوط به زمین لرزه‌ها ترکیب کردند. شرکت فروشنده این داده‌ها می‌گوید شاهد کاهش علاقه شرکت‌های حفاری به فعالیت در خلیج بوده است. مکل می‌گوید آنها با کمک این داده‌ها شروع به حفاری در امتدال ساحل کرده و همزمان ارزیابی‌های هدفمند و دقیقی انجام دادند.

این تحقیق نظر آنها را به یک لایه ماسه سنگ از دوران میوسن با سن بین 5 تا 23 میلیون سال جلب کرد که بخشی از آن زیر آب‌های متعلق به ایالت تگزاس قرار داشته و تا لوئیزیانا ادامه دارد. این لایه متخلخل است (سوراخ‌های زیادی برای نگه داشتن مایعات دارد) و نزدیک آلاینده‌های بزرگ قرار دارد (مثل لوله کشی‌های زیر زمینی یا منتقل کننده‌های Co2). روی ماسه سنگ یک لایه سنگ کمتر متخلخل قرار دارد که نقش مهروموم کننده‌ی کربن را دارد. مکل و تیمش مدل‌های کامپیوتری جدیدی طراحی کرده و بعد شبیه سازی‌هایی از نحوه جریان دی اکسید کربن تزریق شده در صخره‌ها انجام دادند. آنها در سال 2017 اطلس لایه میوسن خلیج را منتشر کردند که شامل 74 صفحه نقشه پیچیده و ریز بود.

یک سال بعد، رویدادهایی در واشنگتن شکل گرفت که این اطلس را از یک رساله دانشگاهی به یک کتابچه اقتصادی تبدیل کردند. همزمان با اوج گیری نگرانی‌های اقلیمی، کنگره آمریکا یک طرح اعتباری برای جذب و تجزیه کربن تصویب کرد که تا آن زمان از نظر تجاری مورد توجه قرار نگرفته بود. سازندگان این طرح جدید که به میزان زیادی بر اساس طرح‌های انرژی‌های تجدید پذیر نوشته شده، به ازای هر تن دی اکسید کربنی که جذب کرده و در زمین دفن می‌کنند، 50 دلار اعتبار دریافت خواهند کرد. پرداخت این جایزه 50 دلاری به ازای هر تن در حالی است که شاهد افزایش بلایای طبیعی ناشی از گرمایش زمین هستیم و باعث شده این موضوع در صدر برنامه‌های خیلی از شرکت‌ها قرار بگیرد. همچنین مسابقه ذخیره کربن در آمریکا هم اجرا شد. شرکت کنندگان این مسابقه برای رسیدن به بهترین مسیر از اطلس مکل استفاده می‌کنند که در دسترس همه قرار دارد.

نتیجه این تلاش‌ها این است که یک قرن پس از اینکه فرصت طلبان برای اولین بار به خلیج مکزیک هجوم آوردند تا از هیدروکربن‌های آنجا سود ببرند، حالا عده‌ای دیگر برای کاهش آسیب‌های ناشی از این هیدروکربن‌ها به همین منطقه سرازیر شده‌اند. تلاشی که همین چند سال پیش یک پروژه علمی بود حالا تبدیل به یک مسابقه پرسود شده است. در منطقه‌ای 75 مایلی در اطراف پورت آرتور، ده‌ها پروژه صنعتی بزرگ مراحل مختلف آماده سازی را پشت سر می‌گذارند. حامیان آنها شامل غول‌های نفتی هستند از جمله ExxonMobil، ConocoPhillips، BP و TotalEnergies که اعلام کرده‌اند می‌توانند سالیانه بیشتر از 100 میلیارد دلار در این زمینه سرمایه گذاری کنند؛ همچنین اپراتورهای بزرگ خط لوله‌های نفت و گاز که بازار دفع CO2 تولید شده توسط انسان را یک بازار خیلی بزرگ می‌دانند؛ توسعه دهندگان انرژی‌های تجدید پذیر که زمانی سوخت‌های فسیلی را مورد انتقاد قرار می‌دادند اما حالا به دنبال کربن زدایی از آنها برای سود بری هستند و مالکانی که راه‌های جدیدی برای کسب درآمد از زمین‌هایشان پیدا می‌کنند. حالا شاهد تلاش‌هایی چشمگیر برای سرمایه گذاری، به دست آوردن حق مالکیت زمین‌ها و دریافت مجوزهای قانونی هستیم.

مکل خودروی تویوتای بزرگش را به ساحل پارک ایالتی Sea Rim می‌رساند. پارکینگ باز است اما بخش زیادی از آن را آب گرفته است.

ما شروع به راه رفتن روی ماسه‌ها می‌کنیم. مکل با نگاهی به دریا، به خطی از سکوهای نفتی اشاره می‌کند که در افق دیده می‌شوند. او پیش بینی می‌کند که در دهه‌های پیش رو ده‌ها چاه جدید حفر می‌شوند اما این بار برای تزریق CO2. به گفته او “ما درباره منطقه‌ای به بزرگی کل تگزاس صحبت می‌کنیم که می‌توان از آن برای ذخیره سازی استفاده کرد. قطعاً کمتر کسی معتقد است که این ایده، خیلی خوب نیست.”

مکل اذعان می‌کند که ذخیره کربن، رویکردی متفاوت برای مهار تغییرات آب و هوایی است. او می‌گوید این کار یعنی دفن زباله نه رها کردن اقتصاد از تولید گازهای گرم کننده زمین اما معتقد است که با این کار می‌توانیم زمان بخریم تا فرصت لازم برای انجام تحقیقات بیشتر و فعالیت‌های بنیادی‌تر را پیدا کنیم یعنی تولید انرژی‌های تجدید پذیر در مقیاسی که بتوانند انرژی مورد نیاز برای کل سیاره ما را تأمین کنند.

درست در نزدیک این ساحل، جایی قرار دارد که می‌تواند امیدبخش‌ترین مکان برای دفن زباله‌های CO2 باشد؛ نقطه‌ای که مکل نگاه من را به آن سوق می‌دهد. این بخش شامل بلوکی از زمین‌های زیرآبی است که کاملاً از آن نقشه برداری شده و کارشناسان نفت و گاز به آن منطقه High Island 24L می‌گویند. در اطلس مکل که کدگذاری رنگی شده، صخره‌هایی که بیشترین میزان تزریق کربن را می‌پذیرند، به رنگ نارنجی و قرمز مشخص شده‌اند. در مجموع این بلوک به رنگ زرشکی طراحی شده. او و همکارانش این منطقه را به دقت مورد مطالعه قرار داده و آن را بسیار توانمند و غنی می‌دانند. همانطور که این سرزمین به شرق و به سمت لوئیزیانا کشیده می‌شود، رنگ آن – و همچنین صخره‌ها – حفظ می‌شود.

سال گذشته، اداره کل زمین شناسی تگزاس که آبهای این منطقه را برای فعالیت‌های اقتصادی اجاره می‌کند، اولین مزایده خودش را برای حق تزریق کربن برگزار کرد. در این بلوک یک زمین 360 مایل مربعی از خلیج قرار داشت که High Island 24L هم جزء آن است. برنده این مزایده یک طرح سرمایه گذاری مشترک از استارتاپی به نام Carbonvert تحت مدیریت الکس تیلر و جان شرمن کهنه کار صنعت بود. زمانی که این دو را در پورت آرتور ملاقات کردم، تیلر یک مدل خاص از یونیفرم استارتاپ خودش را پوشیده بود – با پیراهن گشاد، شلوار جین تیره، ساعت Panerai، کیف Tuni و کلاه بیسبالی که استارتاپ او را تبلیغ می‌کرد. شرمن هم شلوار جین و یک تی شرت پوشیده بود که آرم دانشگاه ارشد او یعنی دانشگاه A&M تگزاس روی آن مشاهده می‌شد. با هم به بیرون می‌رویم و سوار یک F350 می‌شویم که روی پلاک آن نوشته شده 88GIGEM. عدد 88 روی این پلاک، نشان دهنده سال فارغ التحصیلی همسر شرمن از کالج است یعنی سال 1988 و قسمت GIGEM هم مربوط به کلمه Gig ’em است که علامت خاص این دانشگاه محسوب می‌شود. معمولاً شرمن با بی ام وی شاسی بلندش رانندگی می‌کند که پلاک آن 89GIGEM است. تیلر هم یک آئودی برقی دارد.

داستان Carbonvert به سال 2018 برمی‌گردد. تیلر در آن زمان در دنور اقامت داشت و یک صندوق سرمایه گذاری انرژی‌های تجدید پذیر را برای یک شرکت خدمات مالی در سانفرانسیسکو اداره می‌کرد. تخصص او، معامله حق بهره مندی از عدالت مالیاتی (tax equity) بود. او توسعه دهندگان انرژی خورشیدی را پیدا می‌کرد که پروژه‌هایشان واجد شرایط دریافت اعتبار مالیاتی بودند اما صورتحساب مالیاتی آنها برای استفاده از این طرح بسیار ناچیز بود. سپس او قراردادهایی را ترتیب می‌داد که در آن توسعه دهندگان، این حق امتیاز – و درآمد وثیقه شده‌ی حاصل پنج سال فروش برق – را به سرمایه گذاران تیلر می‌فروختند و در قبال آن مبلغ نقد قابل توجهی را دریافت می‌کردند. تیلر کاملاً با نحوه انجام این کار آشنا بود. او اصول طرح عدالت مالیاتی را یاد گرفت و توانست در هاوایی یک شرکت انرژی خورشیدی تأسیس کند که فروش آن در سال 2014 ثروت اندکی برای او به ارمغان آورد. تیلر می‌گوید وقتی که کنگره، طرح پاداش 50 دلاری برای کربن را تصویب کرد او تصمیم گرفت مثل فرصت قبلی از آن استفاده کند اما هیچ ایده‌ای درباره چگونگی خرید کربن نداشت. در نتیجه کنفرانس‌ها را تحت نظر گرفت و همانجا از مزایده‌های تگزاس باخبر شد. او از طریق یکی از دوستانش با شرمن آشنا شده و با او تماس گرفت.

شرمن تجربه زیادی در حوزه نفت دارد. او در دوران کالجش، تابستان‌ها نشتی چاه‌های نفتی را رفع می‌کرد و کل دوران حرفه‌ای خودش را در شرکت شل (Shell) گذرانده و اخیراً هم به عنوان رئیس تجارت ذخیره کربن این شرکت منصوب شده بود. یک ماه پیش از تماس تیلر با او، شرمن بازنشسته شده بود چون به این نتیجه رسیده بود که سازماندهی مجدد احتمالاً باعث کند شدن خیلی از پروژه‌های تیمش خواهد شد. شرمن تصمیم گرفت که یا با دانشی که در زمینه ذخیره کربن جمع آوری کرده بود به موفقیت قابل توجهی برسد یا اینکه بازنشست شود. او در ابتدا به درخواست‌های تیلر پاسخی نداد و می‌گوید تیلر به نوعی من را تعقیب می‌کرد. در فوریه 2021 پس از چند ماه اصرار بالاخره شرمن قرارداد را امضا کرد.

شرمن شک داشت که مقامات ایالتی چنین پروژه بزرگی را به یک استارتاپ کم سابقه محول کنند. او می‌گوید “فکر نمی‌کردم که Carbonvert از عهده این کار بر بیاید. حتی گفتم که اجازه انجام این کار را به ما نمی‌دهند” اما مکل و همکارانش به او توضیح دادند که فرصت بزرگی برای ذخیره کربن ایجاد شده بنابراین کارهای بنیادی لازم در حوزه زمین شناسی انجام شد. شرمن و تیلر شروع به همکاری با شرکت Talos Energy در هیوستون کردند که تجربه زیادی دارد و مالک یک گنجینه ارزشمند از داده‌های زمین لرزهای محلی است. سپس آنها شروع بررسی این موضوع کردند که در کدامیک از مناطق قابل اجاره می‌توانند کربن را طوری دفن کنند که سرمایه گذاران و قانونگذاران، هر دو از آن رضایت داشته باشند.

تیم ترکیبی Carbonvert-Talos متمرکز بر مناطقی شده که چاه‌های نسبتاً کمی دارند چون می‌توانند مسیر مناسبی برای نشت دی اکسید کربن باشند. و از آنجایی که حفاری هر چاه تزریقی جدید هزینه‌ای بین 20 تا 30 میلیون دلار دارد، این تیم از حفاری قسمت‌هایی مثل ناودیس‌ها اجتناب می‌کند – مناطقی که لایه سنگ طوری در آنها فرو می‌رود که حالتی کاسه مانند تشکیل می‌دهد و سطح مورد نظر برای تزریق را می‌شکافد. Carbonvert و Talos پیشنهاد مزایده خودشان را در ماه می سال 2021 ثبت کردند. به گفته اداره کل اراضی تگزاس، شرکت‌های بزرگی در این مزایده شرکت کرده بودند؛ از جمله شرکت نفتی Marathon Petroleum؛ شرکت Denbury Resources که از اپراتورهای مهم خط لوله است و Air Products که یک شرکت فعال در حوزه مواد شیمیایی است. سه ماه بعد Carbonvert و Talos برنده مزایده اجاره منطقه‌ای به مساحت 63 مایل مربع شدند. قرار است Bayou Bend CCS (CSS مخفف جذب و تجزیه کربن است) باشد. اوایل امسال شرکت بزرگ شورون از این طرح حمایت کرده و اعلام کرد که 50 میلیون دلار برای Bayou Bend سرمایه گذاری می‌کند.

حالا یکی از موانع مهم برای تیلر و شرمن امضای قرارداد با شرکت‌های آلاینده مختلف است به اندازه‌ای که این پروژه برایشان از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد. هدف این طرح این است که شرکت‌های آلاینده – و اعتبار مالیات – را جذب کرده و بعد به شرکت Bayou Bend پول بدهند تا کربن را حمل و نقل و دفع کند که تیلر پیش بینی می‌کند دستمزد این کار به ازای هر تن 20 تا 25 دلار باشد (ممکن است این کارمزدها دچار نوسان شوند).

به ظاهر فرایند جذب و انتقال کربن کار ساده‌ای به نظر می‌رسد چون علاوه بر تعداد زیاد مشتریان بالقوه، این مشتریان بومی هم هستند. در واقع تعداد انگشت شماری شرکت منتشر کننده گازهای آلاینده وجود دارند که درصد عظیمی از این گازها را تولید می‌کنند و یک گزارش رایگان و قابل دانلود از دولت فدرال وجود دارد که آمار انتشار گازهای گلخانه‌ای توسط هر تشکیلات را مشخص می‌کند. اما یک پالایشگاه، کارخانه پتروشیمی یا پایانه گاز طبیعی مایع، شامل مجموعه‌ای از فرایندهای پیچیده است که هر کدامشان CO2 را با غلظت‌های متفاوتی تولید می‌کنند از حالت خلوص کامل تا تقریباً صفر. هر چقدر تراکم کربن در آلاینده‌ها کمتر باشد، هزینه جذب آن هم بیشتر خواهد بود. به گفته شورای ملی نفت آمریکا، اعتبار مالیاتی 50 دلاری به اندازه‌ای هست که انگیزه جذب و تجزیه کمتر از 5 درصد انتشار گازهای گلخانه‌ای در ایالات متحده را ایجاد کند (بیشتر از کارخانه‌های فرآوری اتانول و گاز طبیعی که CO2 منتشر شده توسط این شرکت‌ها بسیار متراکم است). اما در حال حاضر مثلاً برای حذف کربن یک نیروگاه زغال سنگی یا یک پالایشگاه دیزلی دستمزدی پرداخت نمی‌شود.

تیلر، شرمن و شرکای آنها امیدوارند که در نهایت حداقل 10 میلیون تن CO2 را در سال به زمین تزریق کنند تا به سود مورد نظر خودشان و سرمایه گذاران از این پروژه برسند. اما برای تأمین بودجه شکافتن زمین محدودیت کمتری وجود دارد – آنها باید با شرکت‌های آلاینده قرارداد امضا کنند تا هر سال 4 میلیون تن دی اکسید کربن را به زمین تزریق کنند. اما تا آن زمان Bayou Bend ده‌ها میلیون دلار برای آماده سازی و طراحی پروژه هزینه کرده است. شرمن می‌گوید “ما معتقدیم که کافیست زیربنای لازم را بسازیم تا دیگران جذب آن شوند.”

مشکل این است که به گفته تیلر فقط حدود 2 میلیون از 35 میلیون تن دی اکسید کربنی که در سال توسط تشکیلات بزرگ منطقه پورت آرتور منتشر می‌شود، به راحتی در دسترس است – یعنی اعتبار مالیاتی 50 دلار به ازای هر تن می‌تواند هزینه‌های جذب، انتقال و دفن آنها را توجیه کند.

دوباره به ماشین برمی‌گردیم و شرمن ما را به کنار پالایشگاهی می‌برد که درست بعد از اسپیندلتاپ افتتاح شد. در حال حاضر این پالایشگاه 2 مایل مربع وسعت دارد و هر ساله چندین میلیون تن CO2 منتشر می‌کند. او با اشاره به تشکیلاتی که سمت چپ ما مشاهده می‌شود، می‌گوید بیشتر این تشکیلات 50 دلار (به ازای هر تن) یا بیشتر هزینه دارند.

صبح روز بعد شرمن، تیلر و من با قایق از پورت آرتور به سمت منطقه‌ای از خلیج که اجاره کرده‌اند می‌رویم. همزمان با صدای غرش موتور، تیلر توضیح می‌دهد که آدرس دقیق را به کاپیتان نگفته چون قراردادها بر اساس یک توافقنامه عدم افشای اطلاعات امضا شده‌اند.

وقتی به نزدیکی منطقه تزریق کربن می‌رسیم، کاپیتان قایق را متوقف می‌کند. ما حدوداً در 40 فوت آب هستیم؛ سنگی که شرکت Carbonvert امیدوار است گازهای گلخانه‌ای را در آن تزریق کند، تقریباً یک و نیم مایل زیر آب است. تلفنم را چک می‌کنم؛ هنوز آنتن می‌دهد چون فقط 5 مایل با ساحل فاصله داریم. در سمت شرق، تانکرهای عظیمی که خیلی از آنها حاوی گاز مایع هستند به سمت دریا می‌روند. در سمت غرب، هر از گاهی یک قایق صید میگو را می‌بینیم. صبح زیبایی است و همه چیز در اینجا حاکی از وجود کربن است.

در پایان سفر، از آبراه درون ساحلی خلیج عبور می‌کنیم، کانالی که نقش یک مسیر حمل و نقل طولانی را دارد که کشتی‌ها در آن پارک می‌کنند و محصولات را از بندر آرتور بارگیری کرده و به سایر نقاط جهان منتقل می‌کنند. ما از یک کارخانه بیودیزل می‌گذریم که یکی از بزرگترین تشکیلات این حوزه در تگزاس است و کاپیتان قایق می‌گوید که قبلاً آنجا کار می‌کرده. شرمن از او درباره جزئیات نیروگاه‌هایی که کربن منتشر می‌کنند می‌پرسد و می‌گوید “این کربن‌ها از کجا می‌آیند؟”

حتی اگر کنسرسیوم Carbonvert به کل دی اکسید کربن مورد نظرش دست پیدا کند باز هم با یک مانع دیگر روبروست یعنی اینکه هنوز آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا اولین مجوز تزریق کربن در مقیاس عظیم را صادر نکرده است. انتظار می‌رود که بررسی درخواست مجوز، سال‌ها زمان ببرد و نتیجه آن مشخص نیست. پروژه پیشنهادی Bayou Bend در نهایت به 10 چاه تزریق نیاز خواهد داشت که هر کدام از آنها باید یک مجوز از EPA بگیرند. به گفته تیلر زمانبندی انجام این کار ریسک‌های بزرگی به همراه دارد.

گری استریم فردی است که در خط مقدم فرایند کسب مجوز از EPA قرار دارد او مباشر حدود 100 هزار هکتار از زمین‌های جنوب غربی لوئیزیانا است که رنگ آنها ر اطلس مکل به قرمزی High Island 24L است. استریم یکی از فرزندان خاندان لوئیزیانا است که مالک شرکت Gray Ranch هستند و معتقد است که سهم او از ساحل خلیج، به او در رقابت ذخیره کربن برتری می‌دهد. او می‌گوید  “سهم من به 11 می‌رسد” و امیدوار است که EPA ظرفیت حمل کربن تشکیلات او را بپسندد.

استریم در نشویل بزرگ شده و در واندربیلت به کالج رفته سپس به عنوان دستیار قانونگذاری در منطقه کپیتال هیل مشغول به فعالیت شد. او امیدوار بود که افسر یگان ویژه نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا شود اما وقتی نتوانست به این هدف برسد، تصمیم به مدیریت کسب و کار خانوادگیش گرفت. دفتر او در یکی از اتاق خواب‌های سابق مقر کسب و کار خانوادگیش قرار دارد – عمارتی بزرگ در شهر لیک چارلز که در سال 1923 توسط عمه بزرگ استریم که یک کلکسیونر مشهور بود، ساخته شد. حالا این دفتر با شمشیرها و وسایل قدیمی تزئین شده است. در حیاط خلوت این دفتر یک باغچه چای ژاپنی قرار دارد و مثل رمان‌های فاکنر یک کبوترخانه دو طبقه هشت ضلعی در آن دیده می‌شود.

استریم در سال 2004 مسئولیت‌های خانوادگیش را بر عهده گرفت یعنی زمانی که افزایش تنوع فعالیت‌ها و پرداختن به حوزه‌هایی فراتر از نفت و گاز برای خانواده او و این منطقه اهمیت روزافزونی پیدا کرده بود. یکی از دلایل این تغییر رویکرد این بود که با گذشت زمان، میادین تخلیه می‌شوند و آنهایی که در Gray Ranch قرار داشتند، برای حدود یک قرن مورد بهره برداری قرار گرفته بودند اما دلیل بعدی این بود که صنعت نفت و گاز به سمت مدل غیرمتعارف[1] حرکت می‌کرد در حالی که Gray Ranch به صورت متعارف کار می‌کرد. افزایش تولید نفت شیل باعث رونق صنعتی لیک چارلز و مناطق اطراف آن شده بود اما در Gray Ranch مثل بسیاری از زمین‌های کنار ساحل، تولید رو به کاهش بود.

در سال 2018، زمانی که کنگره آمریکا اعتبار مالیاتی ذخیره کربن را افزایش داد، ایده‌های مختلف در ذهن استریم شکل گرفتند. او و بعضی از همکارانش از مطالعات مکل و دیگران کمک گرفتند – هم از ارزیابی آنها از لایه میوسن در زیر سطح خلیج و هم از آزمایش قبلی بر روی صخره‌ای به نام فریو (Frio).

فریو زیر لایه میوسن قرار دارد. یکی از مهم‌ترین خصوصیات این لایه این است که این لایه زیر Gray Ranch کاملاً ضخیم است در نتیجه حداقل از نظر تئوری می‌تواند حجم زیادی CO2 را در خود نگه دارد. همچنین این لایه بسیار دورتر از منابع آب آشامیدنی است و در بالای آن شیل آناهواک قرار دارد که ظاهراً یک لایه سنگی مقاوم است. پس از مطالعه گسترده، استریوم و تیم کارشناسان فنی او تصمیم به شرکت در مزایده فریو گرفتند. او می‌گوید امیدوار است که مجموعه مشخصات شرکت Gulf Coast Sequestration از جمله امکان ایمنی آن به آژانس اطمینان بدهد که این شرکت شایستگی تبدیل شدن به اولین جمع آوری کننده زباله‌های کربنی دیگران را دارد.

متقاضیان مجوزهای ذخیره کربن EPA باید این آژانس را متقاعد کنند که می‌توانند یک ستون برای کربن تزریق شده و یک ستون دیگر از آب شور داشته باشند که دی اکسید کربن را از صخره‌ها جدا می‌کند – چیزی که مهندسان حفاری به آن پالس فشار می‌گویند. EPA به دنبال شواهدی است که نشان دهد هیچ یک از این دو ستون حین فعالیت پروژه و تا 50 سال پس از توقف تزریق دی اکسید کربن، آب را آلوده نمی‌کنند – اما آژانس می‌تواند تصمیم بگیرد که برای یک پروژه خاص این مدت زمان را طولانی‌تر یا کوتاه‌تر کند.

استریم از یک تیم حرفه‌ای شامل افراد با سابقه در این صنعت و یکی از مقامات ارشد سابق EPA برای طی کردن مراحل درخواست مجوز کمک می‌گیرد که در اکتبر 2020 ثبت شد و تا حدود 2 سال تحت نظارت آژانس می‌ماند. استریم در شرکت خودش نام این پروژه ذخیره کربن را مینروا گذاشته (نام الهه خرد یونان که گاهی از آن به عنوان الهه جنگ هم یاد می‌شود).

سرپرست این پروژه فنی یک زمین شناس نفتی بریتانیایی به نام پیتر جکسون است که قبلاً در شرکت BP کار می‌کرد. برنامه تیم او برای پروژه Minerva شباهت زیادی به برنامه مکل برای نقشه برداری از ساحل خلیج داشت. دانشمندان با استفاده از گزارشات مربوط به چاه‌ها و داده‌های سه بعدی مربوط به لرزش‌های زمین، یک مدل کامپیوتری از لایه فریو و اطراف Gray Ranch ایجاد کردند. سپس با توجه به محل حفر چاه و نحوه انجام این کار، طرز کار ستون‌های تزریق دی اکسید کربن و پالس فشار را شبیه سازی کردند.

در مدل کامپیوتری آنها، حرکات (گاز در) ستون‌ها به صورت حباب‌های چند رنگ در پس زمینه آبی نمایش داده می‌شد. بهترین حباب‌ها شکل گرد منسجمی داشتند که نشان می‌دهد کنترل چنین ستون‌هایی راحت‌تر است. در سایر قسمت‌ها CO2 رفتار منسجمی نداشت: گاهی اوقات به سمت بالا فرار می کرد؛ گاهی اوقات مثل یک پنکیک پخش می‌شد. تیم نگران بودن که ممکن است هر یک از این اشکال، ایمنی پروژه را دچار مخاطره کند و باعث به صدا درآمدن زنگ خطر برای EPA شود. در نهایت تیم استریم بر اساس این شبیه سازی‌ها دو لوکیشن کلی را در مزرعه برای حفر چاه انتخاب کرد.

استریم موافقت کرد که یکی از آنها را به من نشان دهد. او در لیک چارلز من را سوار ماشین سیاه رنگش کرد و به سمت غرب راه افتادیم. از بزرگراه شهر وینتون در لوئیزیانا خارج شدیم و به گری رانچ رسیدیم. بعد از آن وارد جاده گری و بعد جاده گد شدیم. سپس کنار دریاچه لیک که شبیه به چکمه‌های یک گاوچران است، از یک برآمدگی کوچک به نام Vinton Dome گذشتیم.

این نام‌ها در خانواده استریم، نام‌های نمادینی هستند. در اوایل دهه 1880 میلادی، یک نقشه بردار محلی به نام جان گدینگز گری – Ged – تلاش برای به دست آوردن این زمین را شروع کرد. چهار سال پس از یورش به اسپیندلتاپ، گد در Vinton Dome هم پتانسیل‌های مشابهی را دید و آن را خرید. او این منطقه را برای حفاری باز کرد و نتیجه این کارش را هم دید.

امروزه در بالای Vinton Dome تصویر پانورامایی از کل امپراطوری استریم دیده می‌شود. در سمت راست انبارهایی با برند این خانواده قرار دارد. در اطراف ما پمپ‌های استخراج نفت و گاز دائماً در حال فعالیت هستند. استریم، نبیره گد گری این مزرعه را به تکه‌های گوشت گاوی تشبیه می‌کند که برای سه فرزند خردسالش که معتقدند او بهترین استیک پز است، سرخ می‌کند. او می‌گوید “(این اعتماد) فقط به این خاطر است که بهترین‌ها را می‌خرم.”

در محل حفر یکی از چاه‌ها توقف می‌کنیم. اطراف ما پر از علف، گیاه بلو استم و رازیانه است. مرزعه پر از پرنده‌های اگرت است. یک خط از ستون‌های زرد رنگ ناحیه را علامت گذاری کرده‌اند؛ این مرز نشان دهنده مسیر خط لوله Williams Transco در زیر زمین است که گاز طبیعی را از سکوهای دریایی خلیج به سیستم توزیع گاز بین ایالتی منتقل می‌کند. جالب است که این مزرعه برای یک قرن مشغول تأمین سوخت فسیلی بوده و به همین دلیل نقش مهمی در انتشار گازهای گلخانه‌ای دارد؛ از طرف دیگر شرایط امروزی این مزرعه نشان می‌دهد که تغییر سیگنال‌های اقتصادی جهان باعث شده که این مزرعه که مدتها به دنبال بهره برداری از منابعش بوده، برای برآورده کردن نیازهای بازار دستخوش تغییر شود. به گفته استریم “بالاخره باید برای مقابله با تغییرات اقلیمی کاری کرد؛ نمی‌توانیم فقط درباره این موضوع حرف بزنیم.”

البته که مکل برای منفعت مالی خودش تلاش می‌کرد – همچنین صنعت سوخت فسیلی که برای او درآمدزایی دارد، Carbonvert، استریم و هر شرکتی که تلاش برای درآمدزایی از دفن کربن است؛ اما موضع اصلی او درست است یعنی اینکه هر تغییر آب و هوایی می‌تواند خطرات زیادی را به همراه داشته باشد.

به گفته خیلی از دانشمندان، در حال حاضر ذخیره کربن در مقیاس عظیم یک امر الزامی است اما مستلزم مواجه شدن با دوراهی‌های سختی است که فراتر از جنبه‌های فلسفی و فنی هستند. مثلاً اینکه قانونگذاران باید به چه سطحی از اطمینان برسند تا به بعید بودن نشت دی اکسید کربن توسط یک پروژه مطمئن شوند؟ چه کسی باید برای نظارت بر ایمنی کربن تزریق شده به زمین مسئول شناخته شود و برای چه مدتی؟ در صورت بروز مشکل باید چه جریمه‌هایی را اعمال کرد؟ نبرد بین صنعت و حامیان محیط زیست بر سر چنین سوالاتی روزبروز بیشتر می‌شود و با این وجود، مثل همیشه در نبرد بر سر اینکه در مورد آب و هوا چه باید کرد، اگر حرکت قابل توجهی صورت بگیرد، تأثیر زیادی بر یک گروه خاص خواهد داشت و احتمال بروز مشکل زیاد است.

در امتداد جاده بومونت به پورت آرتور یک موزه وجود دارد که به چاه‌های فوران کننده اسپیندلتاپ اختصاص داده شده است. این موزه یک کپی از این شهر را در خود دارد، چشم‌اندازی از زندگی خوب و غنی شده با نفت. در این موزه فوران چاه‌های نفت با استفاده از آب شبیه سازی شده است. یک مسیر پیاده روی چوبی طولانی، بازدیدکنندگان را به سمت یک ستون گرانیتی هدایت می‌کند که روی آن نوشته شده “صنعت نفت زندگی انسان‌ها را در سطح جهان تغییر داده است.”

وقتی کاوشگران در اسپیندلتاپ اولین بشکه‌های نفت خام خودشان را فروختند، نمی‌دانستند که چه معامله بزرگی را از جانب کل بشریت انجام می‌دهند. آنها در جریان نبودند که هزینه دسترسی به انرژی ارزان و زندگی بهتر با کمک پتروشیمی، تخریب محیط زیست در مقیاس کل زمین خواهد بود. ما با آتشی بازی کردیم که اول ما را گرم کرده و بعد سوزاند. این یک درس مهم است که باید در مسیر پیشرفت تدریجی خودمان از عصر هیدروکربن‌ها به عصر کربن زدایی و انرژی‌های تجدیدپذیر همیشه آن را به خاطر داشته باشیم. شاید زمانی که با خطر بزرگ بعدی انرژی برای محیط زیست روبرو شویم، بتوانیم با میل به نادیده گرفتن این شرایط مبارزه کنیم و فقط به دنبال دفن مشکلات نباشیم.


[1]  نفت غیرمتعارف به انواعی از منابع نفتی گفته می‌شود که با روش‌های غیرمتعارف به دست می‌آید.

منبع: وایرد

مطالب مشابه